محمد تقي جعفري
110
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مشروع و به كار بردن آن روا نمىدارد ، و بدانجهت كه او هرگز شخصيت خود را بازيچهء قدرت ناآگاه نمىكند ، لذا در برابر رويدادهاى ناگهانى و عرض اندام دشمنان قويتر ، كمترين نگرانى و دلهره از احساس امكان شكست ظاهرى نخواهد داشت ، زيرا او به خوبى ميداند كه مهم نيست كه او چه قدرتى دارد و كاربرد اين قدرت چيست مهم آن است كه او قدرت را وسيله اى براى نظم « حيات معقول » انسانها و بهره بردارى از طبيعت در راه وصول به آن حيات تلقى نموده و از روى آگاهى و اختيار مرتكب خطا نشود . او به خوبى ميداند كه نه طرز تفكرات او مىتواند سيستم رويدادهاى طبيعى و انسانى را ببندد و نه قدرتى كه در اختيار دارد ، آن چنان مطلق است كه از تزلزل و فنا در امان بماند . كسانى كه شخصيت خود را در نبرد با تمايلات و خودخواهىها پيروز ساختهاند ، نه تنها قدرت را تعيين كنندهء سرنوشت خويش و ديگر انسانها تلقى نمىكنند ، بلكه هر امتيازى كه بدست مياورند ، آن را مانند آب رودخانه اى مىدانند كه موجوديت آنان مجرائى براى آن آب است كه در آن جريان پيدا مىكند و به مزارع حيات انسانها مىرسد و آنها را سيراب مىنمايد . 6 - در آن هنگام كه قدرت آن انسانى كه مالك شخصيت خويش است ، سير نزولى پيش مىگيرد و رو به زوال مىرود ، احساس بىنيازى روح از آن قدرت رو به زوال از يك طرف و اطمينان به برداشت محصول مفيد در روزگار قدرت از طرف ديگر ، نه تنها كمترين ناگوارى براى او بوجود نمىآورد ، بلكه حالت لذت بار كسى را در خود مىبيند كه با تحمل مشقت و رنج ، تكليف خود را انجام داده و تعهد خود را ايفاء نموده است . تكامل يا نابود شدن قدرتها كه مايهء حيات انسانها است بدست يكديگر بيائيد شوخىها را كنار بگذاريم و اصطلاحات جالب فلسفهء سياسى را براى مدتى بايگانى كنيم و يك عزاى جهانى براى همهء جوامع بشرى اعلان